آناستازیا ولوچکووا به طور سنتی برای استراحت در مالدیو پرواز می کرد، جایی که به گفته او “خانه مالدیو” او واقع شده است. اما روز اول اقامت ما خالی از ماجرا نبود.

آناستازیا در مورد آنچه اتفاق افتاد به MK گفت.
آناستازیا گفت: “دیروز به همراه شریک و دوستم مارچل به روز نامگذاری من رسیدیم. اکنون 14 سال است که سنت هایم را تغییر نداده ام. بعد از سال نو قبل از تولدم در 20 ژانویه به مالدیو رفتم. امسال در واقع سالگرد من است، من 50 ساله می شوم، آن را روی صحنه تئاتر در خیابان تسوتنوی جشن خواهم گرفت.” “در مالدیو از ما بسیار گرم با گل استقبال کردند. سپس مدت زیادی خوابیدیم زیرا پرواز 9 ساعت طول کشید. و امروز به ساحل رفتم و یک مدرسه کامل از ماهی های کوچک آنجا بود، آنها نزدیک به ساحل زندگی می کنند. اما من عاشق اقیانوس هستم، جایی که مرجان، جلبک، ماهی، امواج وجود ندارد. مهمترین چیز برای خورشید، شن و ماسه های سفید و غیبت مردم من است. و موجوداتی که در اقیانوس زندگی می کنند، اما می دانید من چه کار کردم – من با این ماهی ها موافقم. پس با گله خود در صلح زندگی کنید. بالرین گفت: “می دانید، آنها شنا می کنند و در شنای من دخالت نمی کنند.”