خاطرات نادرست در طول زندگی فرد را احاطه کرده است. احتمالاً همه حداقل یک بار در مورد اثر ماندلا شنیده اند – معروف ترین نمونه حافظه جمعی که با واقعیت مطابقت ندارد. اما چرا حافظه با ما چنین حقه هایی را بازی می کند؟ پورتال popsci.com صحبت کنیدخاطرات دروغین چیست و چگونه ظاهر می شوند؟

حافظه انسان را می توان تقریباً به دو نوع تقسیم کرد: اپیزودیک و معنایی. شخص اول مسئول حوادث زندگی نامه ای است که در واقعیت برای ما اتفاق افتاده است. سفر به شهربازی، روزهای خاطره انگیز، روزهای خاطره انگیز.
و حافظه معنایی مسئول دانش و حقایق عمومی است. این نوع حافظه است که بخش قابل توجهی از موارد شناخته شده خاطرات نادرست را تشکیل می دهد. دلیل آن احتمالاً به این دلیل است که تعداد بسیار کمی از رویدادهای زندگینامهای میتوانند خاطرات اجتماعی- معنایی ایجاد کنند – برای مثال، افراد کمی به یاد میآورند که شما ۵ سالگی خود را چگونه جشن گرفتید.
با این حال، مواردی از خاطرات نادرست گاهی اوقات در حافظه فردی و اپیزودیک ایجاد می شود. در یک مطالعه، محققان از عکس های ویرایش شده استفاده کردند تا داوطلبان را متقاعد کنند که در کودکی با بالن های هوای گرم پرواز می کردند. پس از آن، برخی از شرکت کنندگان در این آزمایش گفتند که به وضوح سفری را که در واقعیت انجام نشده بود به خاطر دارند و آن روز را با جزئیات توصیف کردند.
خاطرات دروغین همچنین در محاکمه هایی رخ می دهد که شهادت قربانی خشونت خانگی مشکوک به دروغ بودن بالقوه است. محققانی که در چنین مواردی به عنوان شاهد خبره خدمت کرده اند، در مورد احتمال وجود خاطرات نادرست در بازماندگان تروما، حدس و گمان های گسترده ای را انجام داده اند.
واقعیت این است که حافظه انسان یکپارچه نیست. بر روی ماسه روان ساخته شده است. فرآیندهایی مانند رمزگذاری مجدد می توانند به تدریج خاطرات قدیمی را به روز کنند تا هر بار که به آنها فکر می کنیم ظاهر کمی متفاوت به خود بگیرند. اساساً، خاطرات چیزی بیش از یک نسخه فیلتر شده از تجربه اصلی یک فرد نیستند.
علاوه بر این، درک این نکته مهم است که مغز یک فرد نمی تواند به معنای واقعی کلمه تمام جزئیات زندگی او را ذخیره کند. در عوض، جزئیات از دست رفته بر اساس آنچه می توان از یک حافظه خاص انتظار داشت پر می شود. ما میتوانیم مجموعهای از چترهای ساحلی را در صحنههای ساحلی کودکی «اختراع» کنیم، زیرا ساحل و چتر به هم متصل هستند. با این حال، هیچ مرز مشخصی بین خاطرات نادرست و خطاهای خود به خودی وجود ندارد. تنها معیاری که آنها را متمایز می کند این است که خاطرات دروغین صرفاً تخیلی هستند.
تست دیز-رودیگر-مک درموت یک تست روانشناسی کلاسیک است که نشان می دهد چگونه می توان خاطرات نادرست را شکل داد. به شرکتکنندگان فهرستی از کلماتی که معنای «جذاب» داشتند نشان داده شد. دانشمندان سپس بررسی کردند که آیا پرایمر زمانی که از شرکت کنندگان خواسته شد آن را به خاطر بیاورند در لیست ظاهر می شود یا خیر. به عنوان مثال، اگر لیست شامل کلمات دانشآموز، کلاس، امتحان و معلم باشد، آغازگر مدرسه است.
نظریه ردیابی فازی نشان می دهد که این سردرگمی به این دلیل رخ می دهد که ما دو شکل از حافظه را ذخیره می کنیم. یکی نمایش مستقیم حافظه اصلی است و دومی نوعی بازگویی فشرده. محققان پیشنهاد می کنند که خاطرات نادرست ممکن است از این نسخه بازگو شده از یک خاطره ناشی شود، به خصوص اگر اطلاعات دقیقی وجود نداشته باشد. اما تئوری نظارت بر فعال سازی توضیح دیگری ارائه می دهد – هنگام خواندن یک لیست، حافظه ای در مغز انسان فعال می شود که کلمات مرتبط را مانند یک فریب معنایی “عفونت” می کند.
در هر صورت، خاطرات کاذب بخشی طبیعی از زندگی انسان هستند و خاطرات فراموش شده هیچ ایرادی ندارد، به خصوص اگر شامل ضربه روحی باشد. نکته اصلی که باید به خاطر داشت این است که اگرچه حافظه انسان کامل نیست، اما خاطرات کاملاً ساختگی از رویدادهای تخیلی بسیار نادر است.